نقش زن در خانواده و جامعه

زن مربی انسان ساز ومبدأ همه خیرات است. مرحله اولِ هر مرد و زنی، از دامن زن است و مبدأ همه سعادتها از دامن زن بلند می شود.  زن، شغل تربیت کنندگی دارد، چه تربیت کنندگی فرزند و خانواده و چه تربیت کنندگی جامعه .

امام خمینی(ره) می فرمایند:

زنان نیمی از جامعه هستند، و نیمی دیگر را تربیت می کنند.

زنان نیمی از جمعیت کشور هستند اما تاثیرشان در سرنوشت کشور، بیش از تأثیر نیمی از کل جمعیت است. زن تنها خود،  به راهی نمی رود بلکه مردها را هم در آن، راه می برد. اگر زنانِ یک جامعه ی فکری مومنیی داشته باشند و در راهی قدم بگذارند و علی رغم موانع آن راه را ادامه بدهند، تاثیر آنها برروی فرزندان، همسران و حتی برادران و پدرانشان یک تأثیر تعیین کننده و سازنده است.

زن با تربیت صحیح خودش، انسان تربیت می کند و کشور را آباد میکند. مبدأ همه سعادت ها از دامن زن بلند می شود. زنان تربیت کننده مردان هستند. مردها همیشه از زنان الهام گرفته اند. احترامی را که اسلام برای زنها قائل است ، برای مردان قائل نیست.زن ها هستند که ملت ها را تقویت و شجاع می کنند.

تمام آرزوهای بچه خلاصه می شود در مادر، چون به هیچ کس آن علاقه را ندارند. بچه همه چیز را در مادر می بیند. حرف، خلق، و عمل مادر در بچه اثر دارد. بچه از همان دامن مادر ایمانش و اعمالش و گفتارش به تقلید از مادر که از همه تقلید ها بالاتر است و به تزریق مادر، که از همه تزریق ها موثرتر است، تربیت می شود. مسئول افعال و اعمال بچه ها هم مادر ها هستند و مادر ها مبدأ خیراتند. چنانچه خدای ناخواسته مادری  بچه را بد تربیت کند،  یعنی مبدأ شرور بوده.

زن اگر بزرگترین متخصص پزشکی یا هر رشته دیگری بشود، چنانچه زن خانه نباشد. این یک نقص بزرگ برای او خواهد بود. کدبانوی خانه و محور خانه زن است. اگر بخواهیم تشبیه ناقصی در این باره داشته باشیم ، باید به ملکه زنبور عسل اشاره کنیم . کانون خانواده جایی است که عواطف و احساسات باید آنجا رشد کند و بچه ها محبت و نوازش ببینند، شوهر که مرد است و هیچگاه نمی تواند محبت و احساسات زنانه داشته باشد و محبت مادری برای فرزندان ایجاد کند. مرد طبیعت مردانه و خام تری نسبت به زن دارد. و در بعضی میدان ها شکننده تر از زن هستند و مرهم زخم آنها،فقط و فقط نوازش همسر است حتی نه نوازش مادر. برای یک مرد بزرگ این همسر کاری را می کند که مادر برای بچه ی کوچک ،آن کار را می کند و زنان دقیق و ظریف به این نکته باید آشنا باشند.

زنان چگونه می توانند محور زندگی و خانواده باشند؟

در اینجا به چند نکته خیلی مهم باید اشاره کرد:

  1. قناعت و ایثار داشته باشد.

زنی که بتواند در زندگی به هر آنچه که دارد راضی باشد و تلاشی آگاهانه نسبت به آینده زندگی داشته باشد، هم زندگی راحتر و هم با آرامش بیشتری خواهد داشت .زندگی ای که او را به سر منشأ جهان هستی برساند . نه اینکه او را به مال و مال اندوزی مشغول سازد. و او را ازحضور در کنار عزیزان و دوستان و استفاده از نعمت های زیبای هستی، غافل کند.

زنان همچنین در بخشش و بخشیدن، باید بدانند که از اموال شخصی خودشان که متلعق به شخص خودشان هست را می توانند ببخشند نه از اموال و متلعقات خانواده و همسر که اگر بخواهد این چنین کند حتما باید از همسرش اجازه بگیرد .

زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها و امیر المومنین علیه السلام سرشار از این آموزه هاست :

حضرت زهرا در شب عروسی خود، لباس عروسی خود را که متعلق به خودش بود را بخشید.

در قناعت کردن، حضرت بهترین الگوی رفتاری هستند:

جهیزیه فاطمه سلام الله علیها این بود،پیراهن و روسری و آفتابه سفالی، دو تشک و چهار بالش، پرده و حصیر ،  آسیاب دستی، تشت مسی و مشک چرمی یک ظرف و بادیه!

وسایل امام علی علیه السلام برای آغاز زندگی مشترک هم این ها بود ؛ یک چوب لباسی، یک متکا ، مشک و الک و یک پوست گوسفند. دهان اصحاب واماند. یعنی وسایل را که می بردند تا در خانه بگذارند متعجب می شدند. چه بی زرق و برق و ساده، آیا خوشبخت می شوند یعنی؟ زندگیشان عالم گیر و نمک گیر شد، شیعیان را حتی مسیحی ها هم علی علیه السلام را با عظمت یاد می کنند.

بندگی خدا شرمندگی ندارد .بندگی نفس و دنیا، سرافکندگی می آورد.زنی که شیفته ی اسباب و وسایل شود،انسانی بی قدر و قیمت می شود.

زن برای رسیدن به زندگی مرفع ، باید همواره تدبیر و تلاش وتوکل به خدا داشته باشد همچین زندگی ای که به سمت و سوی خداست . دنیا را خدا،خودش در اختیارت می گذارد تا با آن کارهای بزرگ کنی.

زن باید جریان داشته باشد، راکد اگر بمانید بوی تعفن می گیرید. گیر وسایل دنیا اگر بشوید خراب می شوید. مثل فاطمه سلام الله علیها باشید، بهشت آباد می شوید.زن خانه، پایه ی جامعه است، ریشه است.سالم بودن خانه و خانواده، جامعه را آباد می کند. زن ومرد هر دو دنبال یک جایی هستند که آرامشان کند. خانه می شود محل آرامش به مدیریت زن.خراب کردن پایه خانواده، جامعه را پر از زشتی و خرابی می کند.مرد در خانه آرامش و ایمان را می جوید و فرزندان در خانه پایه های فکری و رفتاری را آموزش می بینند. زن حریم و حرمت و حدود این اصل را دست می گیردو سکان دار است.

۲- عبادت و بندگی

وقتی سخن از عبادت و بندگی به میان می آید، ذهن مردم به سمت نماز و روزه و واجبات و مستحبات می رود . در صورتی که عبادت، هدف آفرینش انسان بوده است، نه هدف آفریننده. آفریننده نیازی به عبادت ما ندارد. اگر همه مردم زمین کافر شوند او ضرر نمی کند. چنانچه اگر همه مردم پشت به خورشید خانه بسازند، در خورشید اثری ندارد.

یاد نعمت های الهی از بهترین راههای دعوت به عبادت است. از بهترین راههای خداشناسی، استفاده کردن از نعمت های در دسترس است.

هر عملی که در آن رضایت خداوند در نظر گرفته شود، عبادت است.

خداوندی که برای زن، خوب همسر داری کردن را بزرگترین عبادت و جهاد در راه خدا می داند به همین منظور برای هر قدم و هر عملی هزاران حسنه برای زن قرار می دهد. کارهای خانه و بچه داری را وظیفه زن نمی داند بلکه زن را مربی و معلم تربیت انسان می داند . این یعنی بزرگترین و شریف ترین شغل در کل جهان هستی .

مادر مدیر است. قاضی نیست. تمام عالم بر محور مادر می چرخد. شیاطین دارند نقش مادری کمرنگ می کنند. مادر معدن است. دخیره اش تمام نمیشود. هیج شغلی به پای مادری نمی رسد. و هیچ کاری به اندازه کارهای خانه اجز جهاد در راه خدا را ندارد.

زنی که وظیفه او انجام کارهای منزل نیست ولی با انجام دادن آنها پاداش جهاد راه خدا برایش قرار داده شده است، این نشان دهنده ی اهمیت نقش زن است.

۳- مثبت بین باشد

زنی که در هر عملی و هر اتفاقی نکات مثبت آن اتفاق را ببیند، می تواند روحی پاک و بدور از آلودگی داشته باشد. خانه ای با وجود همچین زنی، خانه ای پر شور و نشاط را در پی خواهد داشت.بسیاری از اختلافاتی که در بین خانواده ها و یا اقوام به وجود می آید به همین خاطر است . زنی که بتواند در برابر اتفاقات دید مثبت اندیشی داشته باشد ، عکس العمل مناسب تری نسبت به دیگر افراد خواهد داشت.

۴- دوری از گناه را در خود ایجاد کند

گناهان انسان ها یا ظاهری هستند و یا با ذهن و فکر.هر چه قدر که یک زن بتواند خود را از انجام گناهان دور نگه دارد هم فرزندانی سالم تر و هم جامعه ای سالم تری تربیت خواهد کرد. یک زن وقتی بتواند از گفتار خود ماقبت کند و هر جمله و هر حرفی و درباره هر شخصی و پشت شخصی مراقب عابروی آدمها باشد، فرزند این خانواده هم این چنین خواهد شد.

حجاب و ایمان و اخلاق را فرزندان از مادرشان یاد خواهند گرفت. مادری که می خواهد فرزندی بااخلاق وبا حجاب و یا با ایمانی داشته باشد باید تمامی آن چیزهایی را که می خواهد،فرزندش داشته باشد ، در درون خودش باید بوجود تقویت کند.

آیا زن و مرد با هم یکسان هستند؟

زن همچون گل است و گل در خانه طراوت و شادابی ایجاد می کند و مرد همچون درخت نخل محکم و استوار است . هیچگاه گل را نمی توان با نخل مقایسه کرد و انتظارات نخل را از گل خواست .و هر کدام وقتی در جایگاه خودشان قرار بگیرند عدالتمندانه برقرار خواهد شد. .زمانی که از گل انتظار داشت در جایگاه نخل قرار بگیرد، اولین چیزی را که در او از بین خواهد رفت روحیه لطیف و شاداب اوست.و این یعنی به وجود آمدن خانواده ای پریشان و افسرده.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

ثبت‌نام