اگر از شکست در هدفگذاری ترس دارید این مقاله را بخوانید

یکی از موارد مهم در بحث هدفگذاری داشتن دفترچه ی هدفگذاری است. گاه افراد از نوشتن اهدافشان و یا پر کردن دفترچه سر باز می زنند و یا مرتبا آن را به تاخیر می اندازند که این امر می تواند ناشی از نداشتن هدف و یا ترس از اقدام کردن و شکست خوردن باشد .

در بسیاری از مواقع ترس ها مانع از تعیین هدف و یا در مرحله بعدی مانع از اقدام کردن ما می شوند.

زمانی که می خواهیم هدفی را برای خود مشخص کنیم گاه دچار تعارض و تنش با خود می شویم که اگر این هدف را انتخاب کردم و برای رسیدن به آن تلاش کردم اما به موفقیت نرسیدم چه ؟!! چگونه از پس بار روانی شکست برآیم؟! چگونه جلوی خودم و اطرافیانم بخاطر شکستی که خوردم سرم را بالا بگیرم ؟!  آن قدر غرق این افکار می شویم که قید هدف خود را می زنیم و آن را در گوشه ای از ذهن مان به عقب می رانیم. در این مواقع برای آنکه مغلوب احساس ترس و افکار منفی نشویم کافیست به یک چیز فکر کنیم:

” اگر اقدام کردم و به نتیجه رسیدم چه؟! آیا هدف من آن قدر ارزش ندارد که بخاطر رسیدن به آن حرکت کنم و قدم در مسیر بگذارم؟! “

پس در هر صورت اقدام کنید! ادامه ی مسیر و موفقیت آمیز بودن آن تنها با اقدام و عمل مشخص می شود و هیچ نتیجه ی خاصی از فکر کردن زیاد حاصل نمی شود. مسلما تا زمانی که شما برای رسیدن به اهدافتان تلاش نکنید مانعی هم سر راه شما نخواهد بود اما به خاطر داشته باشید این عدم تجربه ی شکست صرفا ناشی از سکون و هدف نداشتن است نه تجربه ی موفقیت.

برای اینکه بدانید راه خود را درست انتخاب کرده اید یا نه راهی به جز قدم گذاشتن در مسیر ندارید. اگر در مسیر متوجه شدید هدف خود را به درستی انتخاب نکرده اید و یا نیاز هست هدف خود را تغییر دهید طبق اطلاعات و تجربیات جدیدی که بدست آورده اید هدف جدیدی برگزینید و مسیر جدیدی برای خود ترسیم کنید.

شکست در هدفگذاری

تا زمانیکه بخاطر ترس از شکست عقب بکشید نه تنها نخواهید دانست راه درست چه بوده است بلکه همیشه حسرت خواهید خورد که شاید اگر اقدام می کردم به آن می رسیدم و این همان چیزی بود که من در زندگی به آن نیاز داشتم اما ترس از شکست مانع از اقدام کردن من شد.

به نظر شما کدام موقعیت سخت تر است؟؟ ” اینکه حرکت کنیم و حین مسیر متوجه شویم راهی که آمده ایم اشتباه است و طبق اطلاعات جدیدی که بدست آورده ایم مسیر جدیدی را پیش بگیریم” و یا ” همیشه در خسرت خواسته ای باشیم که جسارت آن را در خود ندیدیم تا برای رسیدن به آن تلاش کنیم چون از شکست خوردن می ترسیدیم” ؟؟

همه ی ما در زندگی خود ارزشمندیم و اهدافی در زندگی هر یک از ما وجود دارد که باید به آن ها برسیم. گاه آنقدر اهداف ما زیاد است که نمی دانیم از کدامیک باید شروع کنیم . تنها راه این است که دل به دریا بزنیم و روی یکی از اهدافمان متمرکز شویم و برای رسیدن به آن تلاش کنیم.

تنها زمانیکه حرکت کنید و قدم در مسیر بگذارید خودتان را بهتر خواهید شناخت و متوجه می شوید لیاقت چه چیزهایی را دارید و یا اینکه چه توانایی هایی دارید که تا به حال به وجود آن ها پی نبرده بودید. پس در هر صورت اقدام کنید!

شکست در هدفگذاری

در کتاب قله ها و دره ها اثر اسپنسر جانسون می خوانیم افرادی که در دره ها هستند شهامت حرکت به سمت قله ها را ندارند و زندگی را تنها در همین دره و موقیت فعلی خلاصه می کنند و بقیه را نیز از حرکت به سمت قله ها منع می کنند . این ها همان افرادی هستند که زمانی که شما اراده می کنید وضعیت موجود خود را تغییر دهید و کار جدیدی پیش بگیرید ساز مخالف زده و شما را از عملی بودن تصمیمتان ناامید می کنند و به عبارت دیگر شمع امید شما را خاموش می کنند. پس به عهده شماست زمانیکه هدفی را انتخاب کردید فقط به عملی شدنش فکر کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید. بقیه ی کارها را به خدا بسپارید. خدا آماده است تا به شما نشان دهد معجزه وجود دارد . تو بخواه، امید داشته باش، تلاش کن، قطعا به آن خواهی رسید.

به خاطر داشته باشید تنها زمانی شکست خواهید خورد که ناامید شوید و از حرکت در ادامه ی مسیر دست بکشید و تنها زمانی موفق خواهید شد که هروقت خسته شدید یک قدم بیشتر بردارید و قبل از رسیدن به هدف، هدف بعدی و قدم بعدیتان مشخص باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

ثبت‌نام